<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشت های استاکر</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 05 Aug 2015 11:58:32 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>از &quot;عمران صلاحی&quot;</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3231</link>
<description>نامت را بر زبان مي آورم دريا بر من گسترده تر مي شود دريايي که ادامه ي گيسوان توست کلامت را سرمه چشم مي کنم آفتاب و ماه و ستارگان را در آب ها مي بينم مي خوانمت . موجي بلند به ساحل مي دود و دست مي گشايد صدفي پلک مي زند و تو در گيسوانت مي تابي عمران صلاحي</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2015 11:58:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3231</guid>
</item>
<item>
<title>از &quot;شمس لنگرودی&quot;</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3230</link>
<description>راهی نمانده است مگر راهی که مرا به من می‌رساند، دست در دست خویش هم‌چون گل سرخی به گل بودن خود شادمان باش .. شمس لنگرودی</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2015 20:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3230</guid>
</item>
<item>
<title>از &quot;کافکا در کرانه &quot; / هاروکی موراکامی</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3229</link>
<description>امروز شهرمان در آغوش باران آرميده بود اشتباه مي کند هرکس مي گويد ; هوا باراني است ، هوا عاشقانه است نمي داني اينجا چه طوفاني است ! آه هاي شبانه ام ، نفس هاي دَردانه ام چنين کرده اند بهترين روزهاي عمرم را در شوق بودنت تجربه مي کنم خدا مي داند اگر باشي چه مي شود مي‌خواهم به يادِ من باشي‌ اگر تو به يادِ من باشي‌ عين خيالم نيست که همه فراموشم کنند.</description>
<pubDate>Sun, 19 Apr 2015 08:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3229</guid>
</item>
<item>
<title> تنهایی / فاروق مظلومی</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3228</link>
<description>حالم را نپرس نگذار دروغ بگویم خوبم خیالت راحت می شود و من تنهاتر می شوم کمی نگران من باش نگرانی ی تو حال مرا خوب می کند.</description>
<pubDate>Sun, 19 Apr 2015 08:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3228</guid>
</item>
<item>
<title>سرود آن کس که از کوچه به خانه باز می‌گردد / احمد شاملو</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3227</link>
<description>نه در خیال، که رویاروی می‌بینم سالیانی بارآور را که آغاز خواهم کرد. خاطره‌ام که آبستنِ عشقی سرشار است کیفِ مادر شدن را در خمیازه‌های انتظاری طولانی مکرر می‌کند. □ خانه‌یی آرام و اشتیاقِ پُرصداقتِ تو تا نخستین خواننده‌ی هر سرودِ تازه باشی چنان چون پدری که چشم به راهِ میلادِ نخستین فرزندِ خویش است؛ چرا که هر ترانه فرزندی‌ست که از نوازشِ دست‌های گرمِ تو نطفه بسته است ... میزی و چراغی، کاغذهای سپید و مدادهای تراشیده و از پیش آماده، و بوسه‌یی صله‌ی هر سروده‌ی</description>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2015 07:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3227</guid>
</item>
<item>
<title>تنها با هرکس/ چارلز بوکوفسکی/ ترجمه ی &quot;امیرحسین مدبرنیا&quot;</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3223</link>
<description>گوشت، استخوون رو می پوشونه و اونا یه مغز می ذارن توش و گاهی وقتام یه روح، و زنا گلدونا رو به دیوارا می کوبن و مردا زیاد می نوشن و هیچ کی یکی یه دونه اش رو پیدا نمی کنه اما با خزیدن از این رختخواب به اون رختخواب به گشتن ادامه می دن. گوشت، استخوون رو می پوشونه و گوشت دنبالِ بهتر از گوشت می گرده. هیچ شانسی نداریم هممون اسیرِ یه سرنوشتیم. هرگز هیچ کی یکی یه دونه اش رو پیدا نمی کنه. آشغالدونیِ شهرا پر می شن اوراق فروشیا پر می شن دیوونه خونه ها پر می شن</description>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2014 15:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3223</guid>
</item>
<item>
<title>شعری از &quot;ای ای کامینگز&quot; / برگردان &quot;فرشته وزیری نسب&quot;</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3222</link>
<description>به وقت نرگس های زرد (که می دانند هدف از زیستن بالیدن است) چگونه را به خاطر بسپار، (چرا را فراموش کن) به وقت یاسمن ها که ادعا می کنند هدف از بیدار شدن رویا دیدن است چنین را به خاطر بسپار (انگار را فراموش کن) به وقت گل های سرخ (که ما را اکنون و اینجا با بهشت شگفت زده می کنند) آری را به خاطر بسپار، (اگر را فراموش کن) به وقت همه چیز های دلپذیر که از دسترس درک ما دورند جستجو را به خاطر بسپار (یافتن را فراموش کن) و در راز زیستن به وقتی که زمان ما را از قید زمان</description>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2014 14:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3222</guid>
</item>
<item>
<title>به‌عهده‌ی من است / علی باباچاهی</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3221</link>
<description>همه‌ی کارها را به‌من واگذار: مرده‌گانی که هنوز دنبال دندان‌های طلاشان می‌گردند دلبرکانی‌ که در سردخانه به‌هوش نیامده، سنگ قبر عاشق‌هاشان را بغل کرده‌اند: ارجونا کرشنا ایندورا ودا ریگ‌ودا گیتا یوگا مندرجاتِ بر سطح آب مستخرجاتِ دریا را به‌من واگذار «ایندورا» دخترش را زندانی کرده در صدف (معترض‌‌ام! شن وُ ماسه وُ ریگ وُ گوش‌ماهی به نگهبانی‌اش واداشته قفسی را هم از درخت آویخته‌اند که چشم‌های مرا ، جویدن وُ تف‌کردنِ شن وُ ماسه وُ ریگ وُ گوش‌ماهی را به‌من واگذار</description>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2014 14:41:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3221</guid>
</item>
<item>
<title>از کتاب&quot;مایا&quot; / یاستین گوردر/ برگردان &quot;مهرداد بازیاری&quot;</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3219</link>
<description>اگر خدائی وجود داشته باشد تنها در محو کردن ردپای خود زیرک نیست، بلکه قبل از هرچیز استاد مخفی کردن خویش است.</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2014 15:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3219</guid>
</item>
<item>
<title>بیست هایکوی پارسی / سید علی صالحی</title>
<link>https://peyman-stalker.blogfa.com/post/3218</link>
<description>از آن همه هیاهو، خانه‌ها و کوچه‌ها چه مانده حالا جز هوهوی باد رهگذر؟ در مزرعة درو شده هیچ چیزی بر پا نمانده بود حتا سایه سار مترسک پیر. گربة ی بازیگوش چنگ به چشمه می‌زند ماه آن بالاست. تردد بی پایان رؤیاها از اواسط شب تا سپیده دم. بهار بی میل رفتن است سارها غمگین جنگل دور. سُم‌کوبی گوزن در مرگ جفت خویش هق هق چوپانی در هفت بند نی. از پشت سنبله‌های بلند اول، ماه بعد، گردن قو. تکه زغالی زیر باران جست و جوی راهی برای روییدن.</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2014 15:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>peyman-stalker</dc:creator>
<guid>peyman-stalker.blogfa.com/post/3218</guid>
</item>
</channel>
</rss>
